«قاعدهی عشق»
بیا قاعدهی عشقو بهم بزنیم منو تو، من از رفتن مینویسم تو بخون
بیا قاعدهی عشقو بهم بزنیم منو تو، من از اینجا میرم تو اینجا بمون
فرق زیادیه بین مون، تو پیچیده و من یه ساده
فرق زیادیه بین مون، تو دل بردی و من دلداده
گل نیلوفر زندگی رو دیوار خیال خشکیده است
تموم آرزوهامون انگار که در تن باد پیچیده است
بیا بگو وقتی عاشقتم، فکر میکنی دستای کی
یه شب میان و با ستاره، نجاتم میدن از تاریکی
آروم زمزمه کن وقتی هستی، هوا لطیف و عالیه
توو دلم فقط تو هستی، نباشی هستی پوچ و خالیه
به خوابم تو بیا و بگو به دل نشستهای چه زیبا
به خوابم تو بیا و بگو که دل بستهای به دل ما
.............................................
بیا قاعدهی عشقو بهم بزنیم منو تو، من از رفتن مینویسم تو بخون
بیا قاعدهی عشقو بهم بزنیم منو تو، من از اینجا میرم تو اینجا بمون
میخوام بشنوم از تو قربون اون چشای لاجوردی
قربون اون نگات که نمیدونه با قلبم تو چه کردی؟
یه بار بگو، بیتو به زندگی باختم خودمو کجایی
یه بار بگو، دوریت آتیش میزنه این دلمو کجایی
دیگه دلم نمیکشه لاقل یه بار بگو بیتو دل مُرد
دیره دیگه رقیب من برد دلم نباخته بود و پژمرد
همیشه خوشه پایان کار نرسیدن کلاغ به خونه
همیشه دله فقط میسوزه از فریبای زمونه
شاعر: احمـد آل کثیـر
برچسب:
نویسنده: آرمان طباطبایی